ذبيح الله صفا
1556
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
به تحصيل پزشكى و دانشهاى شرعى در مشهد و يزد و شيراز و قزوين پرداخت و درين شهر اخير چندگاهى بدربار شاه تهماسب صفوى تعلق داشت و بعد از مرگ آن پادشاه ( 984 ه ) به زيارت كعبه رفت و در بازگشت بهند چندگاهى نزد قطبشاهيان گلكنده گذراند تا آنكه بسال 989 بدربار جلال الدين اكبر رفت و بگرمى پذيرفته شد و اتمام كتاب تاريخ الفى بر عهدهء او نهاده شد ليكن كشته شدنش بسال 996 كار را اندكى معوق نهاد تا آنكه ميرزا قوام الدين جعفر بيگ مخاطب به آصف خان « 1 » مأمور پىگيرى كار ملا احمد تتوى شد و بعد از اتمام كتاب ، نقيب خان و او ببازبينى و تصحيح نهايى كتاب گمارده شدند و اين كار بسال يكهزار هجرى انجام شد . تاريخ الفى كتابيست جامع كه بسيار خوب فراهم آمده و نثرى خوش دارد با عبارات يكدست و خيلى متمايل بنثر مورخان پيشين كه شايد به علت استكتاب بخش بزرگى از آن از متنهاى اصيل تاريخى پيشين چنين باشد « 2 » . احسن التواريخ تاريخى است عمومى ، به غير از احسن التواريخ روملو ، از آغاز تا بسال 1021 ه ، تأليف حسن بن محمد الخاكى ، كه نامش را با توضيح بيشترى دربارهء كتاب وى بعد ازين خواهيم ديد . اين كتاب هم مانند تاريخ الفى و بسيارى كتابهاى ديگر بخواست اكبر پادشاه تأليف شد چنان كه كتاب روضة الطاهرين تأليف محمد طاهر بن عماد الدين سبزوارى كه او هم از معاصران جلال الدين اكبر بوده است و كتابش تاريخ عموميى است از آغاز خلقت تا سال 1014 ه يعنى سال وفات اكبر پادشاه . زبدة التواريخ تاريخ مفصل مشروحيست كه در تأليف آن از منابع مختلفى مثل جامع التواريخ رشيدى ، تاريخ حافظابرو ، روضة الصفا ،
--> ( 1 ) - همين جلد ، ص 919 - 928 . ( 2 ) - و بنگريد بفهرست ريو ، ص 117 - 118 ؛ فهرست بلوشه ، ج 1 ص 233 - 234 ؛ فهرست نسخههاى فارسى كتابخانهء ديوان هند ، ج 1 س 40 ؛ فهرست كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ، ج 2 ص 520 و ج 3 ، ص 2442 .